پاییز رنگی رنگی بوستان ملت...

چه هوایی؛چه طلوعی
جاااانم....
باید امروزحواسم باشد...
که اگرقاصدکی رادیدم...
آرزوهایم را بدهم تابرساند به خدا...
به خدایی که خودم میدانم...
نه خدایی که برایم از خشم..
نه خدایی که برایم از قهر...
نه خدایی که برایم زغضب ساخته اند...
به خدایی که خودم میدانم...
به خدایی که دلش پروانه است..
وبه مرغان مهاجر هرسال راه را میگوید..
وبه باران گفته است باغها تشنه شدند...
وحواسش حتی...به دل نازک شب بو هم هست؛
که مبادا ترک بردارد..
به خدایی که خودم میدانم...
چه خدایی...جانم.....
زنده یاد سپهری

سلام؛سلااااام
سلام به پسر نازم...
عزیز دلم هرجا هستی آرزو میکنم زندگی بر وفق مرادت باشه
دوماه از پاییز رنگی رنگی گذشت و ما فرصتی برامون پیش نیومد تا
بریم پارک؛تا اینکه امروز هواعالی بود و منم وسوسه شدم که دوتایی
سر ظهرکه خلوته بریم چندتاعکس بگیریم
اگه میخوای عکسای خوشکلتو ببینی برو ادامه















وچندتاعکس از صبح های مدرسه



تا درودی دیگر درپناه ایزد منان باشی




پاییز رنگی رنگی بوستان ملت... 
